دوستي گل

 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۸
 


زندگی یک آرزوی دور نیست....

زندگی یک جست و جوی کور نیست....

زیستن در پیله پروانه چیست؟

زندگی کن ؛ زندگی افسانه نیست....

گوش کن ! دریا صدایت میزند....

هرچه ناپیدا صدایت میزند....

جنگل خاموش میداند تو را....

با صدایی سبز میخواند تو را....

زیر باران آتشی در جان توست....

قمری تنها پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست....

زندگی یک مقصد بی انتهاست....

هیچ جایی انتهای راه نیست....

این تمامش ماجرای زندگیست....

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸۸
 

 


دوست داشتن رو باید از برگ درخت آموخت....

وقتی زرد می شه، وقتی می میره ؛....

وقتی از درخت جدا می شه ؛.....

بازم پای همون درخت می افته....

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸۸
 

 

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد.

او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد.

در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!

در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!!

میدانید چـــــرا ؟ دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود !

باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش.....



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ،۱۳۸۸
 

 

 

گذشت زمان برای آنان که در انتظارند بسیار کند...

برای آنان که می هراسند بسیار تند...

برای کسانی که زانوی غم به بغل میگیرند بسیار طولانی...

برای کسانی که سرخوشند بسیار کوتاه است...

اما برای کسانی که عشق می ورزند ...

آغاز و پایانی نیست و زمان تا ابدیت ادامه دارد....


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 


 

ماهمیشه صداهای بلند را می شنویم...

پر رنگ ها را می بینیم...

آسان ها را می خواهیم...

غافل از این که خوب ها سخت می آیند...

بی رنگ می مانند و بی صدا می روند....



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸
 

 


 

زندگی سخته اما باید خطر کرد

هیچ چیزی رو از دست نمیدی

با دست خالی اومدی با دست خالی هم میری

تو این مسیر پرخطر ممکنه گاهی هم زمین بیفتی

اما وقتی که افتادی دیگه تخت رو زمین دراز نکش

این فرمول رو به خاطر بسپار

نه بار زمین بخور اما ده بار برخیز

این جمله رو با خودت تکرار کن

من خم می شوم اما نمی شکنم

راستی یادت باشه وقتی موفقی که

با آجرهایی که دیگرون به طرفت پرت می کنن

یه خونه محکم برای خودت بسازی.........



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧
 

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧
 

فرا رسیدن نوروز و بهار7031 میترایی....

3747 زرتشتی و 2568 آریایی...

یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم...

بر تو دوست نیک پندار نیک گفتار و نیک کردار خجسته باد....


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٧
 

 

کاش وقتی زندکی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم.....

کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم....

کاش وقتی آسمان بارانیست اززلال چشمهایش تر شویم....

کاش شب وقتی تنها میشویم با خدای یاس ها خلوت کنیم....

کاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیم.....

کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار ه دلها وا کنیم......

کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کنیم......

کاش در نقاشی دیدار مان شوق ها را ارغوانی تر کنیم.......

کاش وقتی شا پرک ها تشنه اند ما به جای ابر ها گریان شویم.....


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ،۱۳۸٧
 

مراقب باش ...

مراقب افکارت باش، چون افکارت، گفتارت را میسازد....

مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را میسازد....

مراقب اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هایت را میسازد....

مراقب عادت هایت باش، چون عادت هایت، شخصیتت را میسازد....

مراقب شخصیتت باش، چون شخصیتت، سرنوشتت را میسازد....


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ،۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ،۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ،۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٧
 

 

شب یلدا؛ شب چله، شب ایرانی.....

ایرانیان سی ام آذر ماه با جشنی شبانه با آخرین روز پاییز وداع می گویند.....

جشنی که از آن به عنوان جشن شب چله یا شب یلدا نام برده می شود....

این جشن نمادین که همراه با گردهمایی خانواده ها برگزار می شود...

باقی مانده جشن های شبانه ای است که ایرانیان در سده های گذشته

برگزار می کردند...

و از آن جشن های رنگارنگ جز ردپایی بجا نمانده است....

شب چله برای ایرانیان شب تولد میترا خداوندگار روشنایی است...

آنها طولانی ترین شب سال را با گفت و شنود....

و خوردن آجیل و میوه های سرخ فام...

به امید پیروزی روشنی بر تاریکی سپری می کنند....



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٧
 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٧
 

 

زندگی گلبرگ است ما بر آن چون شبنم...

و چه زیبا که به وقت رفتن بر لبان تشنه ای بنشینیم...

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٧
 


زندگی مثل بازی حکمه!!....

مهم نیست که دست خوبی نداری....

مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛...

اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری...



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧
 

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی....

ای باغبان هستی من هنگام روییدنم....

باران مهربانی هستی که به آرامی سیرابم می کند....

هنگام پروراندنم، آغوشی گرمی که بالنده ام می سازد.....

هنگام بیماری ام، طبیبی هستی که دردم را می شناسد و درمانم می کند....

هنگام اندرزم، حکیمی آگاهی که به نرمی زنهارم می دهد....

هنگام تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوشی که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.....

هنگام تردیدم، رهنمایی راه آشنایی که راه را از بیراهه نشانم می دهد.....

مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی تو را سپاس می گویم و می ستایمت....

مادرم روزت مبارک.........



 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧
 


ای که یادت همه آرامش من ای وجودت همه خواهش من....

تو نمایانگر الطاف خدایی مادر زیر پای تو بهشت است.....

هرچه کردم چه زیبا و چه زشت دست تو گرمترین گرمی مهر....

مهر تو پاکترین معنی عشق نفست رایحه‏ی ریحان است....

دیدن روی نکویت مادر همه درد مرا درمان است....

ورد زیر لب تو ذکر دعاست خانه با بودن تو بهترین باغ دل انگیز خداست...

پاکتر از همه پاکی هایی خوبتر ازهمه خوبی هایی با صفاتر ز همه دنیایی...

روزت مبارک مادر.........


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : jassi - ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٧
 

 

زندگی فرصت بس کوتاهیست...

تا بدانیم که مرگ آخرین نقطه پرواز پرستوها نیست...

مرگ هم حادثه است مثل افتادن برگ...

که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک...

نفس سبز بهاری جاریست...



 
comment نظرات ()